شعری ظریف در وصف #ظریفکه بعدِ دیدار زلنسکی با ترامپ نوشته بودم و هنوز کاربردیه😛دوش دیدم که سر میز بلند، به جلوس امدهام با شست بلندبغلم زردک و زیرک مردیستبرق دندان صناعیش عجب چیزیستدوربینها همه زومند به ماخنده و شادی و جیغ و هورابعدِ سلام و احوالپرسی طولانیو به جا اوردن آداب دیپلم آسی که من از همه دیپلماتها بهترم در آنراستی شغل زنم هم هست آنپیتری از میان جمع پرسیدیخه پیرهنت چرا چون است؟قطر فکت کمی کم است انگارموهای سرت هم ریختهست انگارخندهای زدم بسان یک پیشیکه به تو چه، منم و این مشتیجمع خوشحال و شادمان شدروزنامههای #اصلاحطلب پر شد:که ظریفِ بلد دیدی اختلاف افکند بین هگست و #ترامپ و جی دی ونسفکر کردند ایران اوکراینست؟یا ظریف چون زلنسکی چلمن و پخمه است؟مرد میدان دیپلماسیست این فردهرچند خصم فیلوروسهاست این مردمرعشی صاحب صناعت ماشینواردات از غرب و ماتحت چینعاشق این ضد روس زبان سرخستچون دلش نه با زردرو که با زردمو هستبعد از آن پاسخ سخت من، دربها بستند و یکان یکان از اتاق بیرون رفتندجز دو گوش دراز نت یاهووهفت هشت جفت گوش اساسی دیگرفرد دیگری نبود در آن مجلسلااقل من ندیدم کنار مرد سوداگرسر هستهای و موشک و گاز و نفتآب و خاک و معادن دیگرشیعه میلیتنت و شیعه اختهسنی جهادی و سنی پسندیده کردها ترکها و اقوام ایرانیفارسها و ادیان دیگر ایرانشهر
حرف زدیم و حرف آورد حرفحرفهامان قلنبه شد رفت تا بعدمن در آن لحظات پر اشراقروبروی مرد طلایی قبراقنه بسان روسای فرنگ و جرمن و لندنکه رییس جمهوری دوژوره "من" بودمدر همین سکانس بود که زنگی خوردحس کردم کودکم و دانشآموزمنشستم سر کلاس و چند برگیمثل دفتر پاره روبرویم باز ست...
گفتم این چیست؟ صدایی گفت برجامبنویس صدبار ترمینیت لیفت ساسپنددست گرفتم به ساسبند شلوارمشدم عینهو صادق زیباکلام، همکارمگفتم اصلا اینا نبود منابع آزمونمن جزوه خوندم آقا، کتاب رو ول کن پایداریچی افراطی دلواپسی اون پشتداشت میاومد جلو با یک مشتگفتمش مردک تندروی سودجوی بدمنظر
به یه ایرانی اصیل توهین نکن هرگز و اصلاکف زدند برایم مردان نامرئیواقعا که چه مردم نجیب و خوبیاینها را نگفتم چون پوپولیستمیا خدانکرده مثل محمودم، نیستممن با این هیبت و لباس مارک و شیکو زبان خوب و دنیابلد شبیه اون نیستمدرس خوندهی فرنگم نه لات ته کوچههرچند زیردست فریدن زمان هستم
القصه اینجاها بود که فهمیتم خوابممتاسفم! ولی کلهم خوب بود خوابمبه خودم گفتم تا اینجام زشتهکه نرم سراغ یار اَمریکنم، جانماو ❤️💔 گشوده بود هنوز با من چون قبلصورتش وحشت سکانس قبل را خنثی کردقول گرفتم از کری که قول او قولستبیشتر بیایند همه دوباره در خوابم
21:06 - 20 July 2026