#دلیگاهی باخودم میگویم چرانمازجشن تکلیفم راشمانخواندید؟چرادختروعروس شهیدتان بشری وزهراخانم دبیر دبیرستان مانبودند؟چرا تهران زندگی نکردم که یکباردرروز قدس و۲۲بهمن خلف صالحتان را از نزدیک ببینم؟آقا! چرابه من یک انگشترندادید؟چرابه من چفیه ندادید؟چرا من ازدانشجوهایی که محضرتان رسیده بودند نبودم؟ چرا آقا؟ حتی یک راه نبود که نگاه پدرانه شما را لمس کنم؟یک نفر نبود مرا به آرزوی دیدن روی شما برساند؟چرا من باید با حسرت از سخنان پر آبو تاب دیگران راجب دیدن سیمای شما بشنوم و در خفا خودم را لعن و نفرین کنم؟آقاجان چرا من؟ انقدر بیلیاقت بودم؟
حالا ما چکار کنیم که حتی یک یادگاری از شما نداریم؟چکار کنیم که حتی یک خاطره شیرین از نزدیک دیدنتان را نداریم؟بیشک دنیا به ما بیشتر ظلم کرد کاش تضمینی بود که بعد مرگم شما را ببینم اما باز به خودم میگویم شما کجا و من کجا...دلم برایت تنگ است بهتر بگویم دلم برایت پر میکشد پدرجان
03:13 - 30 April 2026