مذاکره با آمریکا شبیه دوشیدن گاو نر است. چیزی مثل گذراندن شتر از سوراخ سوزن. وقتی با آمریکا مذاکره میکنی، انگار روی قبری که میت ندارد، فاتحه میخوانی. یا در هاون آب میکوبی. یا از کف دستت مو میکنی. اگر بتوان از آب کره گرفت، شاید بشود از مذاکره با آمریکا هم به دستاوردی رسید.مذاکرات زمانی به سر
میرسد که نی، گل بدهد. یا آب سر بالا برود. یا گردو بر نوک گنبد، صاف بایستد. یا زمانی که سرکنگبین صفرا بیاورد. یا سراب، سیراب کند. آمریکا زمانی با مذاکره به کمک اقتصاد ما میآید که پشه آنوفل برای درمان بیماری مالاریا کلینیک تخصصی بزند. یا ویروس کووید ۱۹ مسئول ستاد ملی مقابله با کرونا شود.
اصلاً مذاکره با آمریکا و حقوق ملت ایران، دو خط موازی هستند که در بینهایت به هم میرسند.در زمانهای که نام ژنرال عاصم، بیش از نام حاج قاسم به گوش میرسد، باید ترسید. پاسخ «مذاکره نکنیم، چه کنیم؟!»، «مذاکره کردیم، جنگ شد» است. دیپلماسی به بزمچهای که روزی چند بار رنگ عوض میکند، فرصت استتار میدهد.
عاقل از سوراخ مذاکره شش هفت بار گزیده نمیشود. اگر مقاومت، آرمانگرایی است، پس مذاکره با آمریکا نوعی رویافروشی است. آقایان! امضای جانور انساننمایی که نه ایمان دارد و نه اَیمان، کجا تضمین است؟ اورانگوتان را چرا در زمره آدمیزاد میبینید؟ مگر شما سلیمانید که زبان حیوان بفهمید؟!
وحوش چموش را فقط با شلاق قدرت میتوان رام کرد، نه با گفتاردرمانی. باید دستگاه محاسباتی خود را از سوءتفاهمها پاک کنیم؛ در مقابل گاو نر باید ماتادور باشیم، نه شیردوش!✍ زهرا محسنی فر#مذاکرهاز این کلمه بسیاررررررر متنفرم 20:10 - 2 July 2026