استاد حسن رحیمپور ازغدی:▪️۲۲۵ نفر، ۵۰ میلیارد یورو از بانک مرکزی پول گرفتند تا واردات کنند اما بر نگرداندند!▪️بعد برخی منتظرند آمریکا ۶ میلیارد دلار در مذاکره به ما بدهد!؟▪️کلید حل مشکل اقتصاد ما داخل کشور است.
4 MB

استاد حسن رحیمپور ازغدی:▪️۲۲۵ نفر، ۵۰ میلیارد یورو از بانک مرکزی پول گرفتند تا واردات کنند اما بر نگرداندند!▪️بعد برخی منتظرند آمریکا ۶ میلیارد دلار در مذاکره به ما بدهد!؟▪️کلید حل مشکل اقتصاد ما داخل کشور است.4 MB
ماشین گران سازی بنزین به راه افتاده است...نقد و بررسی طرح سهمیه بنزین خانوار(اختصاص سهمیه بنزین به کدملی هر فرد) توسط دکتر سید یاسر جبرائیلی را در اینفوگرافیک زیر میتوانید مشاهده نمایید.👇👇👇
تغییر دولتها و چهرههای سیاسی در آمریکا نمیتواند بهتنهایی مبنای تغییر ارزیابی راهبردی ایران قرار گیرد. سیاست خارجی را باید بر اساس ساختار قدرت، سابقه رفتار و منافع پایدار طرف مقابل تنظیم کرد؛ نه بر اساس وعدههای انتخاباتی، لبخندهای دیپلماتیک و پیامهای غیررسمی.
قدرت سلطهگر ممکن است روش، ادبیات یا حزب حاکم خود را تغییر دهد، اما هدف راهبردی آن باقی میماند: محدودکردن قدرت مستقل، نفوذ در فرایند تصمیمگیری، مهار ظرفیتهای منطقهای، کنترل فناوری، جهتدهی به اقتصاد و بازگرداندن کشور مستقل به مدار نظم مسلط.
جهتگیری امامین انقلاب نیز بر این اساس استوار بوده است که دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی از رفتارهای موردی یا لحن مسئولان آغاز نشده؛ ریشه آن در استقلالطلبی ملت ایران، قطع دست سلطه خارجی و ایجاد الگویی خارج از نظم مورد نظر قدرتهای مسلط قرار دارد.
از نظر امام خمینی، نزاع با آمریکا نزاع بر سر یک سوءتفاهم دیپلماتیک نبود که با تغییر ادبیات برطرف شود؛ نزاع بر سر استقلال ملت ایران بود.
امام خمینی، آمریکا را صرفاً یک دولت خارجی رقیب نمیدانستند؛ آن را نماد نظامی میدیدند که از کودتا، حمایت از استبداد، غارت منابع، تحمیل وابستگی و سرکوب ملتها برای حفظ منافع خود استفاده میکند.
قانون اساسی میان تعامل و سلطهپذیری تمایز میگذارد( نه انزواطلبانه است و نه مخالف همکاری بینالمللی) جمهوری اسلامی میتواند با همه دولتهایی که استقلال و حقوق ملت ایران را محترم میشمارند، رابطهای گسترده و متقابل داشته باشد؛ اما نمیتواند برای بهبود رابطه، حق تصمیمگیری مستقل خود را واگذار کند.
قانون اساسی، سیاست خارجی کشور را بر نفی سلطهگری و سلطهپذیری، حفظ استقلال همهجانبه، دفاع از حقوق مسلمانان و برقراری روابط صلحآمیز با دولتهای غیرمحارب بنا کرده است. هر قراردادی را که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی، اقتصاد، ارتش، فرهنگ یا سایر شئون کشور شود، مردود میداند.
"استقلال در منطق انقلاب اسلامی"انقلاب اسلامی تنها تغییری در مدیران و ساختار سیاسی نبود؛ شورشی علیه وابستگی و بازپسگیری اختیار ملت ایران بود. مردم ایران حکومتی را کنار زدند که بخش مهمی از تصمیمات امنیتی، نظامی، اقتصادی و بینالمللی آن زیر نفوذ قدرتهای خارجی قرار داشت.
موضوع مواجهه ما، ساختاری است که برای امنیت و رفاه خود، ناامنی، فقر و وابستگی دیگر ملتها را ضروری میداند.ما خواهان ارتباط علمی، فرهنگی، اقتصادی و انسانی با ملتهای جهانیم؛ اما اجازه نمیدهیم این ارتباط به ابزاری برای نفوذ، تحمیل و تغییر اراده ملت ایران تبدیل شود.
اسلام همچنین میان ملتها و نظامهای سلطهگر تفاوت میگذارد. مقابله ما با مردم آمریکا، اروپا یا هیچ ملت دیگری نیست. ملتها میتوانند قربانی ساختارهای قدرت، رسانههای انحصاری و سیاستهای جنگطلبانه دولتهای خود باشند.
صلح نیز در منطق اسلام مطلوب است، اما صلح با تسلیم تفاوت دارد. صلح عادلانه بر احترام متقابل، برابری حقوقی، رفع تجاوز و پذیرش استقلال طرفین استوار است. توافقی که در آن یک طرف ابزارهای فشار خود را حفظ کند و طرف دیگر مؤلفههای قدرتش را واگذار نماید، صلح نیست؛ تثبیت رابطه سلطه است.
از منظر اسلامی، عزت جامعه مؤمنان قابل معامله نیست. عزت به معنای خودبزرگبینی یا قطع رابطه با جهان نیست؛ به معنای آن است که جامعه اسلامی در برابر تهدید، تحقیر و باجخواهی، خود را ناتوان و محتاج نشان ندهد.
دولتی که اداره اقتصاد خود را به رفع تحریم دشمن وابسته میکند، بخشی از اختیار سیاستگذاری خویش را پیشاپیش به تحریمکننده واگذار کرده است. دشمن میتواند با یک خبر، یک تهدید یا یک امضای ادعایی، بازار ارز، بودجه، سرمایهگذاری و انتظارات عمومی آن کشور را جابهجا کند.