شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفترویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفتگویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بودبار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفتبس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیموز پیاش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفترویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفتگویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بودبار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفتبس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیموز پیاش سوره اخلاص دمیدیم و برفتعشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد…Show more
هرچند غرق گناهم زهرجهت تااشنای عشق شدم زاهل رحمتم عیبم مکن به رندی وبدنامی ای رفیقکین بود سرنوشت زدیوان فطرتم می خور که عاشقی نه به کسب است واختیاراین موهبت رسیده زیزدان به قسمتم
تو که فارغ شده بودی ز همه عالم و امکاندار منصور بریدی همه تن دار شـــــدیواعظ شهر همه عــــــــــمر بزد لاف منیدم عیسی مسیح از توپدیدار شـــــــــــدییادی از ما بنما ای شده آسوده ز غــــ