#طنــز_سیاسییه گرگ و شتری به خاطر بالا بودن اجاره‌ها، مشترکاً یه خونه رو اجاره کرده بودن. هر روز صبح بچه‌هاشون رو توی خونه می‌ذاشتن و خودشون می‌رفتن دنبال تهیه‌ی غذا.یه روز که گرگ زودتر و دست خالی برگشته بود، یکی از بچه‌شترها رو خورد! وقتی سر و کله‌ی شتر از دور پیدا شد،
گرگ زود جلو دوید و در حالی که سعی می‌کرد توی صداش نگرانی پیدا باشه، گفت: رفیق یکی از بچه‌هامون نیست. شتر با هول و ولا گفت:از بچه‌های من یا بچه های تو؟ گرگ قیافه‌ی حق به جانبی به خودش گرفت و گفت:باز که ازون حرفا زدی! ما که بنامون بر "وفـاق" بود. من و تو نداره؛ یکی از بچه‌های "مـــا".
شتر که هیچ وقت این قدر قانع نشده بود؛ دیگر چیزی نگفت و زندگی همچنان به خوبی و خوشی ادامه پیدا کرد؛ فقط بدی‌اش این بود که هر چند وقت یک بار یکی از بچه‌شترها کم می‌شد؛ و شتر ناراحت می‌شد‌؛ اما چون عوضش" وفاق ملی"شان سر جاش بود چیزی نمی‌گفت!
امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام :کَثـــرَةُ الوِفـــاقِ، نِفـــاقٌ.وفاقِ زیاد، [نشانه] نفاق است.
00:34 - 12 September 2026

1 Reposts
101 Views