«وقتی کتاب رو خوندم،لوچ قوزی لنگه رو تو ذهنم دیدم.یه پیرمرد خمیده،با چشمای چپ و عینک ته‌استکانی با شیشه های ضخیم،موهای حنایی بیرون‌زده از زیر کلاه و لباسای کهنه و کثیف. حالا این تصویر،نتیجه ی جان‌بخشی به همان واژه هاست»"این اثر برای جشنواره کتاب‌نوش تولید شده است"🍊#اردو_در_قبرستان_ژغاره#کتاب_نوش
01:59 - 2 May 2025



8 Replies

Replying to
چه زشت و ترسناکه🥶🥶

Replying to
😱😱😱

Replying to
چه شخصیت جالبی

Replying to
با نمکهههه

Replying to
آفرین به شما گروه تلاشگر