میدانستم او آدمِ سختیهاست.او هم میدانست من آدمِ پریدن از ارتفاعها،بالارفتن از درختان، رفتن کفِ دریاها و سفر کردنِ بدون برنامه ریزیهام.من پراکنده و او منسجم. پس تصمیم گرفتیم با هم باشیم.از سختی رد شدنهاش با او، دل به دریا زدنهاش با من. _پونه مقیمی