در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلامفارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کنکار مرا به گردش چشمی تمام کنبگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمالبیتی فزون بر این غزل ناتمام کنای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع)گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن
ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ایزیر و زبر قرار دل خاص و عام کنبنمای ره به مُلک رضا، جان خسته رامرغ رمیده را به شکر خنده رام کناینک هزار دست تمنّا گشوده بیندست کرم گشاده به رسم کرام کندارالشّفای آتش و آب است این سرایسوز دل مرا به نمی التیام کن
دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کندانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسیاز بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کنو آنجا که آمد و شد خیل ملائک استکنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن*✍️سیدعلی خامنه‌ای
01:56 - 28 April 2026



2 Replies

Profile picture of ‌مسعود سلیمانی‌
@Egtesad28 April 2026
Replying to
استاد عزیز همه که مثل شما شاعر نیستند، بنده یک چیزهایی برداشت کردم ولی منتظر توضیح و شنیدن دریچه نگاه شما به این شعر هستیم

Profile picture of ‌سوسن جعفری‌
@Havaars228 April 2026
Replying to
یا حسین 😭💔