۱/ لحظهای که بارون داشت میبارید، به این فکر کردم که دعای اون لحظه من از خوشحالی برای بارش بارون، با دعای چه اقشار و گروهی از مردم در تضاده؟ و همین لحظه بود که ایستادم. دقیقا سر شیرمرد ایستادم. روبهروم خرازی آلفا بود. صاحبش خانم ارمنی بود که همیشه ازش خرید میکردم.