اگه از آخرینبارِ هرچیزی خبر داشتی،بازم دلت میومد رهاش کنی و بری؟•از کتابِ پیش از آنکه بمیرم.
-دلیلِ اینکه هیچوقت نمیتونید دوباره به خونه برگردین این نیست که لزوما مکانِ خونه عوض شده،بلکه اینه که افرادش هم عوض میشن.بنابراین هیچ چیزی مثل قبل نیست!•از کتابِ پیش از آنکه بمیرم.
حدس میزنم نمیدونید کدوم کارهای زندگیتون رو_آخرین بوسه،آخرین خنده،آخرین فنجون چای،دیدنِ آخرین غروب خورشید،آخرینباری که از روی ماشین آبپاش میپرین یا قیف بستنی رو میخورین یا زبونتونو بیرون میارین تا دونههای برف رو بگیرین_برای آخرینبار انجام میدید.
اما فکر میکنم این واقعا چیز خوبیه،چون اگه میدونستید رها کردنش تقریبا غیرممکن بود.وقتی میدونید مثل اینه که ازتون بخوان لبهی یه پرتگاه وایسید؛تنها کاری که دلتون میخواد انجام بدین اینه که روی دستها و پاهاتون قرار بگیرید و زمین سخت رو ببوسید،بو بکشین،بهش تکیه کنید.
00:48 - 22 May 2026