2d
ژستم اینجوریه که باید بگم : زن امشب شام چی داریم الله وکیلی خستم حوصله نعرم زودتر بیار شامو د آخه مصبتو شکر.
Profile picture of ‌وفا | نیمه OFF‌
Replying to
امشب شام نداریم.. چیز ببخشید نعریممم بیا برو تو کوچه بخواب 🙂‍↔️* بخشی از پاسخ‌های زنی که باهاش اینجوری صحبت بشه :
Profile picture of ‌Alireza zargarpur‌
Replying to
داره رمان میشه: مرد طی حرکتی که میخواد عصبانیتشو کنترل کنه اما همزمان هم ناز زنو بخره : ببین خانوم من از خروس خون تا بوق سگ جون کندم الان میام خونه دوس دارم چشای خوشگلتو ببینم و عطر دست پختت بپیچه تو خونه (همزمان به سمت زن قدم برمیداره) د اخه من برم تو کوچه اواره شم تو راضی میشی؟
Profile picture of ‌وفا | نیمه OFF‌
Replying to
عه؟ منم نویسنده‌ی بدی نیستم پس ادامه میدم :خانم در حالی که لبخندش رو بخاطر تعریف مرد از چشماش پنهون میکنه پشت چشمی نازک میکنه و میگه :اولا که برو عقب بوی عرق میدیدوما از صبح که میری سرکار نه یه زنگی نه یه پیامی هیچی.. خب آدم دلش میپوسه تو خونه از تنهایی. بعدم که میای داد میزنی شامم چیشد؟ خوابم چی…Show more
Profile picture of ‌Alireza zargarpur‌
Replying to
(مرد درحالی که از گستاخی و لحن زن عصبی شده یه نفس عمیق میکشه پشتشو میکنه به زن) ببین زن من اگه بو عرق میدم بخاطر اینه که نمیخوام تو اذیت شی اینجا بمونی بوی گل و گلاب بدی خط نیفته روت نوکرتم.(اروم اروم تن صدا میره بالا و میره سمت زن) الانم میری اون شام خوشمزه ای که دزست کردی رو با دستای خودت میاری م…Show more
Profile picture of ‌وفا | نیمه OFF‌
Replying to
زن ابرویی بالا میندازه و دست به کمر اخم میکنه و رو به مرد میگه :ببین علی‌رضا! حموم نری شام بی شام.. من وایستادم از صبح برای تو مرغ مزه دار کردم و جوجه کردمش که وقتی میای یه شام دونفره داشته باشیم. بعدشم شام نمیارم ببینم میخوای چیکار کنی.. واسه من آستین بالا میزنی آره؟ فردا صبح از صبحونه خبری نیستب…Show more
(مرد یه نفس عمیق میکشه و زیر لب یه چیزی زمزمه میکنه که صداش به گوش نویسنده نمیرسه، میرسه بالا سر زن)ببین زن من میرم الان یه دوش میگیرم میام همون عطری که خودتم خریدی واسم رو بیار بزنم ببینم باز تو دردت چیه که اینجوری رو ترش میکنی باهام.پاشو اینجوری مظلوم نشو بهت نمیاد(همزمان کمربندشم باز میکنه می پیچه‌دور دستش برای اینکه نقشه احتمالی زن خنثی شه)
21:28 - 29 شهریور 1405

212 Views


3 Replies

Profile picture of ‌شهیده آذین دهقانی¹⁶⁸(دخت ایران🇮🇷)‌
رمان جالبی بودولی آخرش خوب نبود😂

Profile picture of ‌Ms.Fatemeh‌
ای وایی😂😂تهش خشن بود 😂😭🤦‍♀️

Profile picture of ‌وفا | نیمه OFF‌
Replying to
* آقای زرگرپور نداشتیماااا! کمربند آخه؟‌ادامه‌ی داستان:خانم به آقا زیر چشمی نگاه میکنه و کمی جا میخوره از حرکت آقا اما از اونجایی که آقا تاحالا دست روش بلند نکرده کمی آروم میشه و اشک‌های نمایشیش رو پاک میکنه و با کمی دلخوری رو به آقا میگه :پس منم سفره رو پهن میکنم تا بیای. اون کمربندم دور دستت نپ…Show more