ژستم اینجوریه که باید بگم : زن امشب شام چی داریم الله وکیلی خستم حوصله نعرم زودتر بیار شامو د آخه مصبتو شکر.
Replying toامشب شام نداریم.. چیز ببخشید نعریممم بیا برو تو کوچه بخواب 🙂↔️* بخشی از پاسخهای زنی که باهاش اینجوری صحبت بشه :
Replying toداره رمان میشه: مرد طی حرکتی که میخواد عصبانیتشو کنترل کنه اما همزمان هم ناز زنو بخره : ببین خانوم من از خروس خون تا بوق سگ جون کندم الان میام خونه دوس دارم چشای خوشگلتو ببینم و عطر دست پختت بپیچه تو خونه (همزمان به سمت زن قدم برمیداره) د اخه من برم تو کوچه اواره شم تو راضی میشی؟
Replying toعه؟ منم نویسندهی بدی نیستم پس ادامه میدم :خانم در حالی که لبخندش رو بخاطر تعریف مرد از چشماش پنهون میکنه پشت چشمی نازک میکنه و میگه :اولا که برو عقب بوی عرق میدیدوما از صبح که میری سرکار نه یه زنگی نه یه پیامی هیچی.. خب آدم دلش میپوسه تو خونه از تنهایی. بعدم که میای داد میزنی شامم چیشد؟ خوابم چی…Show more
Replying to(مرد درحالی که از گستاخی و لحن زن عصبی شده یه نفس عمیق میکشه پشتشو میکنه به زن) ببین زن من اگه بو عرق میدم بخاطر اینه که نمیخوام تو اذیت شی اینجا بمونی بوی گل و گلاب بدی خط نیفته روت نوکرتم.(اروم اروم تن صدا میره بالا و میره سمت زن) الانم میری اون شام خوشمزه ای که دزست کردی رو با دستای خودت میاری م…Show more
Replying to andبا اجازه یه کامنت میذارم که ادامه داستان برام بیاد، تا اینجا جالب بود
Replying to(مرد یه نفس عمیق میکشه و زیر لب یه چیزی زمزمه میکنه که صداش به گوش نویسنده نمیرسه، میرسه بالا سر زن)ببین زن من میرم الان یه دوش میگیرم میام همون عطری که خودتم خریدی واسم رو بیار بزنم ببینم باز تو دردت چیه که اینجوری رو ترش میکنی باهام.پاشو اینجوری مظلوم نشو بهت نمیاد(همزمان کمربندشم باز میکنه می …Show more