┃معمای «خودمقصرپنداری»؛ چرا لبخندهای دیپلماتیک همیشه جواب نمیدهد؟ (۱)آیا تنشهای بیپایان ایران و غرب، آنگونه که برخی نخبگان نادان سیاسی ادعا میکنند، محصول رفتارهای تندروانه و سلیقهای ماست؟یا ماجرا ریشهای عمیقتر در خاک سیاست بینالملل و تضاد منافع بنیادین دارد؟
اخیراً #مجید_انصاری، معاون حقوقی محمدباقر #پزشکیان، با طرح این پرسش که «شاید ما بهگونهای رفتار کردهایم که جهان علیه ما موضع گرفته است»، بار دیگر دوقطبی کهنه میان «خودمقصرپنداری» و «ایستادگی ذاتی» را زنده کرد. اما نگاهی دقیق به ترازوی تاریخ و واقعیتهای میدانی، نشان میدهد که این نوع «سادهلوحی استراتژیک» چگونه میتواند آدرس غلطی برای فهم چالشهای امنیت ملّی ما باشد.۱. درسِ تلخِ #کودتای ۲۸ مرداد: وقتی نه انقلابی بود و نه شعاری! بسیاری از قائلان به نظریهی «خودمقصرپنداری»، ریشهی خصومتها را در شعارهای ضدآمریکایی پس از سال ۱۳۵۷ جستوجو میکنند. اما این یک «وارونهنویسی» آشکار در تاریخ است. در سال ۱۳۳۲، نه خبری از جمهوری اسلامی بود و نه شعار «مرگ بر آمریکا» به ادبیات سیاسی ایران وارد شده بود.
دولت #مصدق نه تنها پیرو #خط_امام نبود، بلکه تلاش میکرد در چارچوب قواعد بینالمللی، حقوق ملّی ایران را استیفا کند. پاسخ غرب به این رویکرد متمدنانه، نه لبخند دیپلماتیک که طراحی کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت قانونی بود. واقعیت این است که دشمنی آمریکا ناشی از رفتار نظام نیست، بلکه ریشه در یک خوی غارتگری کهن دارد که قرنها پیش از تولد جمهوری اسلامی شکلگرفته است.
چنانکه #رهبر_انقلاب🌿 تبیین کردهاند:«غربیها سه قرن دنیا را غارت کردند؛ از شبهقاره هند بگیرید تا آسیای مرکزی، آسیای غربی و شمال آفریقا. اینها در تاریخ فاجعه آفریدند؛ قتل، غارت، کشتارجمعی و بردهگیری. ذات جمهوری اسلامی که میگوید با ظلم مخالف است، بهطور طبیعی ظالمان را با خود مخالف میکند.» 19:11 - 21 February 2026