اینجا حنجره ها لاف می زنند اینجا پنجرهها رو به حقیقت باز نمیشوداینجا چلچلهها مویه میکنندو گاهی به یاد میآوری شاید که به قولِ سهرابچشمها را باید شست، جورِ دیگر باید دیددیدهام را شستم، جورِ دیگر دیدماما نه تفاوت کرد که هیچ،بدتر از پیش شد آن را که خیال میکردمو آنگاه