بهنام نجم الدین
20
بهنام نجم الدین
@Behnam_Najmodin
نویسنده و کارگردان سینما و تئاتر
مدرس دانشگاه و آموزشگاه هنری
https://behnamnajmodin.ir/
iri
Joined December 2022
10
Following
311
Followers
Showcase
posts
reposts
Replies
Multimedia
Reactions
سینما اکران
تیزر فیلم بی باخت : کِلِی آسیا مستند پرتره ای از مرتضی شیری تهیهکننده و کارگردان: بهنام نجم الدین مدیر فیلمبرداری: علیرضا نجم الدین مدیر تولید و هماهنگی : مینا حمیدی #سینما #مستندورزشی #بهنام_نجم_الدین
23 April 2026
|
Film and cinema
پخش آنلاین مستند مازیار آل داوود در پلتفرم هاشور: دوربین به سراغ زندگی مرد کویر رفته است تا از چگونگی تاسیس نخستین خانه بوم گردی و مشکلات موجود دراین حوزه گفته شود . https://hashure.com/movies/مازیار-آل-داوود-3 تهیه کننده و کارگردان: بهنام نجم الدین #سینما #مستند #بهنام_نجم_الدین #گردشگری
21 April 2026
|
Tourism
پخش آنلاین مستند سوگ سکوت در پلتفرم روبیکا . https://vod.rubika.ir/media/167805 #سینما #سینمای_دینی #بهنام_نجم_الدین #سوگ_سکوت #اینترنت
21 April 2026
|
religion
هنر و اندیشه
بازاندیشی مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان از منظر هنر، روایت و تجربه زیسته در سالهای اخیر، مفهوم مسئولیت اجتماعی دانشگاه بیش از گذشته به یکی از موضوعات مهم در فضای آموزش عالی و علوم انسانی تبدیل شده است. با این حال، بخش مهمی از بحثهایی که درباره این مفهوم شکل گرفتهاند، همچنان در سطح تعریفهای اداری، سیاستگذاریهای کلی یا فعالیتهای نمادین باقی ماندهاند و کمتر توانستهاند نسبت واقعی دانشگاه با زندگی اجتماعی و تجربه زیسته مردم را توضیح دهند. در بسیاری از موارد، دانشگاه همچنان بهعنوان نهادی شناخته میشود که وظیفه اصلی آن تولید دانش تخصصی و تربیت نیروی انسانی است، در حالی که تحولات پیچیده اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی جهان معاصر نشان میدهد که دانشگاه دیگر نمیتواند صرفاً در جایگاه ناظر بیرونی جامعه باقی بماند. جامعه امروز، بهویژه در بستر بحرانهای فرهنگی، شکافهای اجتماعی، فرسایش اعتماد عمومی و گسترش احساس گسست میان نهادهای رسمی و زندگی روزمره، نیازمند دانشگاهی است که بتواند فراتر از آموزش و پژوهش متعارف، در بازسازی فهم جمعی، اخلاق عمومی و گفتوگوی اجتماعی نیز نقش ایفا کند.
29 May 2026
باز نمایی واقعگرایانه از زیست زنانه الیزا هیتمن در فیلم «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» به چیزی دست یافته که بسیاری از منتقدان اسمش را «رئالیسم زنانه» گذاشتهاند. اما من ترجیح میدهم بگویم فیلم، نشانهها را مستقیماً از بدن زن میگیرد، نه از ذهنیت مردانهای که معمولاً بر سینما حاکم است. داستان درباره «اوتومن» (با بازی سیدنی فلانیگان) دختر هفده سالهای در پنسیلوانیا است که برای سقط جنین به نیویورک سفر میکند. چیزی که این فیلم را از هر درام دیگری درباره سقط جنین متمایز میکند، نبود هیچ دیالوگ توضیحی اضافی است. هیچ کس نمیگوید «من حاملهام و میترسم». به جایش، دوربین به بدن اوتومن چسبیده است. در سکانس اول فیلم، او روی صحنه مدرسه آواز میخواند و ناگهان حالش بد میشود. بعد در دستشویی، با شلوار پایینرفته، مثبت بودن تست حاملگی را با چشمانی خالی میبیند. او حتی گریه نمیکند. فقط یک نفس عمیق میکشد. اما سکانسی که عنوان فیلم از آن گرفته شده، عمیقتر است: در کلینیک «پلند پارنتهود» در نیویورک، مشاور از اوتومن سوالاتی میپرسد. «آیا کسی تا به حال به شما فشار آورده؟»، «آیا شریک جنسی شما همیشه از کاندوم استفاده کرده؟»، «آیا تا به حال به شما تجاوز شده؟» هر سوال، اوتومن میتواند با «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» پاسخ دهد. دوربین روی صورت اوست. سیدنی فلانیگان با کوچکترین تکان لب، نشانههایی از درد، خشم، شرم و بیحسی را منتقل میکند. مشاور میپرسد: «آیا همیشه میتوانید از رابطه جنسی سرباز بزنید؟» سکوت. بعد در پایینترین سطح صدا میگوید: «گاهی». آن «گاهی» تمام دنیای زیستشده یک دختر نوجوان در یک شهر کوچک محافظهکار است.
4 May 2026
هستیشناسیِ تروما در شاهکار کلیموف فیلم #بیاوببین (۱۹۸۵) اثر اِلِم کلیموف، فراتر از یک درام جنگی یا بازسازیِ تاریخیِ جنایات نازیها در بلاروس، یک «پدیدارشناسیِ خشونت» و یکی از رادیکالترین تجربههای سینمایی در مواجهه با مفهوم «شر» است. در این اثر، #سینما از کارکرد سنتیِ خود یعنی روایتگری، فراتر رفته و به عرصهای برای ثبتِ استهلاکِ تدریجیِ هستی و فروپاشیِ ساحتِ انسانی بدل میگردد. کلیموف با اتخاذ استراتژیِ «رئالیسمِ سوبژکتیو» و بهرهگیری از تکنیکهایِ مدرن و آوانگارد، مخاطب را در مرکزِ ثقلِ یک تروما قرار میدهد که راهِ گریزی از آن نیست. در لایهی تحلیلِ فرمی، #دوربین در این #فیلم نه یک ناظرِ بیطرف، بلکه یک «میکروسکوپِ اخلاقی» و ابزاری برای کالبدشکافیِ روح است. استفادهی وسواسگونه از لنزهای واید در نمای بسیار نزدیک از چهرهی «فلوریا»، باعث ایجاد نوعی دگردیسیِ پرسپکتیو و اعوجاجِ بصری میشود. این تمهیدِ فرمی، ناهماهنگیِ عمیق میانِ روانِ شخصیت و واقعیتِ هولناکِ بیرونی را بازنمایی میکند. در واقع، ما شاهد فرآیندی هستیم که در آن «ایماژ-زمانِ» دلوزی به عریانترین شکل خود رخ مینماید؛ جایی که وحشتِ تاریخ نه در توالیِ وقایع، بلکه در شیارها، چروکها و لرزشهایِ چهرهی یک کودک حک میشود. چهرهی فلوریا در طول فیلم، گویی قرنها رنج را در چند روز سپری میکند و از شادابیِ بدوی به پیریِ زودرس و بهتِ ازلی میرسد؛ این سینمایِ «چهرهنگار»، مرگِ معصومیت را به یک تجربهیِ فیزیکی و ملموس تبدیل میکند.
26 April 2026
|
Film and cinema
پرداختن به نهادها(کلیسا) و شخصیتهای دینی(کشیشها) فیلم نخستین اصلاح شده فیلم نخستین اصلاحشده نه تنها یک پرتره شخصی، بلکه یک کالبدشکافی تند و تیز از نهاد کلیسا در قرن بیست و یکم است که بازگشت پل شریدر به ریشههای #کالوینیستی خود و ادای دینی به «سبک متعالی» برسون و درایر میباشد. در اینجا، دراماتورژی بر تضاد دیالکتیکی میان دو شکل از نهاد مذهبی و بحران وجودی یک مبلّغ در میانه این تضاد بنا شده. نخست تقابل دو کلیسا از «موزه مذهبی» تا «بنگاه شرکتی» که شریدر در این فیلم دو الگو از نهاد کلیسا را در مقابل هم قرار میدهد:، یکی کلیسای نخستین اصلاحشده که مکانی تاریخیه که عملاً به یک «موزه» تبدیل شده است. این کلیسا فاقد پویایی اجتماعی است و گویی روحِ ایمان از دیوارهای سرد و خالی آن رخت بربسته است. تولر (کشیش فیلم) در این فضا، نه یک رهبر معنوی، بلکه بیشتر یک «سرایدار تاریخ» است و دیگری کلیسای حیات فراوان که مذهب را به یک کالا و تجارت تبدیل کرده است. دراماتورژی فیلم به زیبایی نشان میدهد که چگونه این نهاد مذهبی زیر چتر حمایتهای مالی شرکتهای بزرگ (مانند شرکت آلاینده ادوارد بالک) قرار دارد. در اینجا، نهاد مذهبی دیگر صدای وجدان جامعه نیست، بلکه توجیهگرِ #فسادِسیستماتیک و تخریب محیطزیست است. شخصیت ارنست تولر (با بازی ایتن هاک) بازخوانی معاصرِ کشیشِ فیلم «خاطرات یک کشیش روستا» اثر روبر برسون است. او بدنی بیمار و روحی متلاطم دارد. دراماتورژی شخصیت تولر از طریق «نوشتن در دفترچه خاطرات» پیش میرود؛ عملی که یک «اعترافِ پروتستانی» برای مواجهه با سکوت خداوند است
24 April 2026
|
Christianity
نارسیزیسم کادربندیشده: تبارشناسیِ شکست در دراماتیزاسیون؛ حضور #دونالدترامپ در فیلم «ارواح نمیتوانند این کار را بکنند» به کارگردانی جان درک، مطالعهای موردی در باب تداخل «پرسونای عمومی» با «نقش دراماتیک» است. این حضور، نمونهای اعلا از چیزی است که در نظریات مدرن به آن «خودآگاهیِ مفرط»میگوییم؛ وضعیتی که در آن بازیگر به دلیل غرق شدن در کیش شخصیت خود، توانایی «تعلیق ناخودآگاهِ باور» را از مخاطب سلب میکند. «مذاکره به مثابه مونولوگ»: در #سکانس محوری اتاق کنفرانس، جایی که کاراکترِ ترامپ (در نقش خودش) با «کیتی» (با بازی بو درک) روبرو میشود، دوربین با زاویهای اندک از پایین (Low Angle) روی او تاکید میکند تا قدرت او را بازنمایی کند. ترامپ با ادای جمله: "In this world, an outstanding body and a nice smile are not enough. You have to keep a sharp eye on your assets." نه تنها یک دیالوگ داستانی، بلکه مانیفستِ شخصی خود را قرائت میکند. مشکل اساسی در ادای کلماتاوست. او کلمات را نه برای برقراری ارتباط با پارتنر مقابل، بلکه برای ثبت در تاریخچهی برند شخصیاش پرتاب میکند. در این لحظه، سینما از «درام» به «رپورتاژ آگهی» سقوط میکند.
23 April 2026
|
politics
ساختار فلسفی در فرم سینمایی فیلم اسب تورین «اسب تورین» نه تنها یک فیلم، بلکه یک «تجربه زیباشناختی از فروپاشی» است. این فیلم، فرم دیگر ظرفی برای محتوا نیست، بلکه خودِ محتواست. اگر تاریخ سینما را با شکوهِ خلقت در آثار کلاسیک بشناسیم، بلا تار در این اثر، یک «سِفر پیدایشِ معکوس» را کارگردانی کرده است. فیلم با آن داستانِ مشهور تازیانه خوردن اسب در حضور نیچه آغاز میشود، اما بلافاصله ما را به حفرهای تاریک از هستی پرتاب میکند که در آن، فرم سینمایی دقیقاً بر مفاهیمِ «پوچی» و «تکرارِ ابدی» منطبق شده است. . اولین چیزی که در مواجهه با فیلم، ذهنِ را درگیر میکند، زمان است. زمان در اینجا نه خطی است (به معنای پیشرونده) و نه صرفاً چرخشی؛ بلکه زمانی «فرسایشی» است.ما شیش روز از زندگی یک پدر و دختر را میبینیم که گویی در تضاد با شیش روز خلقتِ جهان است. تکرارِ هرروزه پختن و خوردن سیبزمینیها، پوشیدن لباس و نگاه کردن به پنجره، زمان را از معنای دراماتیک تهی کرده و به یک امر فیزیکی و ملموس تبدیل میکند. دوربین بلا تار با آن پلان-سکانسهای طولانی و حرکتهای سنگین، تماشاگر را مجبور میکند که «سنگینیِ زمان» را حس کند. #سینما #فلسفه #تحلیل_فیلم
22 April 2026
|
Film and cinema
بازآفرینی روایتهای مقدس فیلم ده فرمان: فیلم ده فرمان یکی از نمونههای بارز بازآفرینی روایتهای مقدس در سینما است. این فیلم، با استفاده از داستان خروج موسی از مصر، نه یک اثر سینمایی سرگرمکننده،بلکه با تغییراتی در شخصیتها، قصه و مضامین،روایتهای مقدس را به گونهای جدید و قابل تأمل بازنمایی میکند
20 April 2026
|
religion
تراژدی سرخ، سینمای سیاه موضوع: بازآفرینی اسطوره سیاوش در ژانر نئونوآر #جستار_شنیداری | چگونه تاریکی و فضای تقدیرگرای این ژانر، به آینهای برای بازتاب معصومیتِ بر باد رفته و خیانت در داستان سیاوش تبدیل میشود؟در این مسیر، به دنبال کشف پیوند میان این دو جهانِ دور از هم در مفاهیمی چون «تقدیر محتوم» و «غربتِ قهرمان» هستیم.
🧐
#نئونوآر #شاهنامه #ادبیات_فارسی #سوگ_سیاوش #جستار #اسطورهشناسی #بهنام_نجم_الدین
21 April 2026
|
Culture and Art