پرداختن به نهادها(کلیسا) و شخصیت‌های دینی(کشیش‌ها)فیلم نخستین اصلاح شدهفیلم نخستین اصلاح‌شده نه تنها یک پرتره شخصی، بلکه یک کالبدشکافی تند و تیز از نهاد کلیسا در قرن بیست و یکم است که بازگشت پل شریدر به ریشه‌های #کالوینیستی خود و ادای دینی به «سبک متعالی» برسون و درایر می‌باشد. در اینجا، دراماتورژی بر تضاد دیالکتیکی میان دو شکل از نهاد مذهبی و بحران وجودی یک مبلّغ در میانه این تضاد بنا شده. نخست تقابل دو کلیسا از «موزه مذهبی» تا «بنگاه شرکتی» که شریدر در این فیلم دو الگو از نهاد کلیسا را در مقابل هم قرار می‌دهد:، یکی کلیسای نخستین اصلاح‌شده که مکانی تاریخیه که عملاً به یک «موزه» تبدیل شده است. این کلیسا فاقد پویایی اجتماعی است و گویی روحِ ایمان از دیوارهای سرد و خالی آن رخت بربسته است. تولر (کشیش فیلم) در این فضا، نه یک رهبر معنوی، بلکه بیشتر یک «سرایدار تاریخ» است و دیگری کلیسای حیات فراوان که مذهب را به یک کالا و تجارت تبدیل کرده است. دراماتورژی فیلم به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه این نهاد مذهبی زیر چتر حمایت‌های مالی شرکت‌های بزرگ (مانند شرکت آلاینده ادوارد بالک) قرار دارد. در اینجا، نهاد مذهبی دیگر صدای وجدان جامعه نیست، بلکه توجیه‌گرِ #فسادِسیستماتیک و تخریب محیط‌زیست است. شخصیت ارنست تولر (با بازی ایتن هاک) بازخوانی معاصرِ کشیشِ فیلم «خاطرات یک کشیش روستا» اثر روبر برسون است. او بدنی بیمار و روحی متلاطم دارد. دراماتورژی شخصیت تولر از طریق «نوشتن در دفترچه خاطرات» پیش می‌رود؛ عملی که یک «اعترافِ پروتستانی» برای مواجهه با سکوت خداوند است
. تولر در این فیلم نمادِ کشیشی است که میان «ایمانِ سنتی» و «واقعیتِ فاجعه‌بارِ معاصر» (بحران اقلیمی) گیر افتاده است. او برخلاف مقامات کلیسای «حیات فراوان»، نمی‌تواند نسبت به نابودی مخلوقات خداوند (زمین) بی‌تفاوت بماند.مهم‌ترین چالش دراماتیک فیلم زمانی رخ می‌دهد که تولر درمی‌یابد نهاد #کلیسا دیگر قدرت پاسخگویی به پرسش‌های بنیادین بشر را ندارد. وقتی او از کلیسای بالادستی پاسخی برای بحران ایمان و مسئولیت در قبال زمین نمی‌گیرد، به سمت یک «عرفان رادیکال» و انتحاری سوق پیدا می‌کند. در واقع، #فیلم نشان می‌دهد که وقتی نهاد مذهبی (کلیسا) فاسد یا منفعل شود، سوژه (کشیش) برای حفظ ایمان خود ناچار به شورش علیه خود و جهان می‌شود. جلیقه انفجاری تولر، در واقع اعتراضی است به کلیسایی که به جای خدا، در خدمت سرمایه است. استفاده از نسبت تصویر ۴:۳ و پرهیز از حرکات دوربین (سبک استاتیک)، بازتاب‌دهنده فضای بسته و تنگنای روحی کشیش در تقابل با نهاد است.شریدر با استفاده از این فرم، مخاطب را مجبور می‌کند تا در انزوای تولر شریک شود. در اینجا، امر قدسی نه در شکوه کلیسا، بلکه در رنجِ فیزیکی کشیش و در نهایت در آن لحظه «عشقِ استعلایی» پایانی فیلم تجلی می‌یابد. فیلم «نخستین اصلاح‌شده» قضاوتی سخت‌گیرانه درباره نهادهای مذهبی معاصر است که نشان میدهد چگونه کلیسا با نزدیک شدن به قدرت و ثروت، رسالت الهیاتی خود را فراموش کرده و کشیش را در رویارویی با حقیقت تنها گذاشته. تولر در این میان، قربانی شکافی است که میان «حقیقت کتاب مقدس» و «عملکرد نهاد کلیسا» ایجاد شده است؛ شکافی که تنها با ویرانی یا معجزه پر می‌شود.
17:02 - 24 April 2026
Christianity
Film and cinema
Review

2 Reactions
940 Views