بر من مفروش جام می ات را ساقیکه من از ساغر چشم او مستمتا که قامت بست او از بهر نماز من قیامت را دیدم و بر او دل بر بستماز حدیث چشم او جمله می خواران غافلندمن که از مستی او میکده را در بستممست کرده نگاهش تا ابد انگور رامن ولی با دیدنش از شط می در جستم
هر که با دانه عشقش بیافتاد بداممن بدون دام و دانه، و را در شصتم در دل من چون خیالش روزن مهتاب بودتا قیامت من زعشقش واله وسرمستم
17:15 - 16 June 2026