مست حافظ خوانی شبهای یلدا میشویمتا سحر درچشم تو پنهان و پیدا میشویمهر غزل شمعی شد از بستان تو مه تفال میزند بر کف دستان تومطلع سبز غزل در چشم توست هم کلید صبح خود در دست توست بس که روشن کرده ای خانه ی من نور می پاشد امشب از کاشانه من گویند همه که ماه پایین آمده است؟
گفتم نه! خورشید بر زمین آمده است همتی کن ماه من تا که سحر نیاید هرگز یا کلیدش در صبح را نگشاید هرگز
00:01 - 17 June 2026

28 Views