شده در آینه دنبالِ خودت بگردی؟ سایه را بوسه زنی، نامِ تو را برگردی؟ شده در کوچهی شب، ماه صدایت بکند؟ و تو از ترسِ تپش، راه خطایت بکند؟ شده در وسعتِ دل، زلزله آرام شود؟ و سکوتت به بلندای غمت جام شود؟ شده لبخند بزنی تا که جهان خواب کند؟ درد اما به دلِ خستهات اسباب کند؟
