من امشب ناامید میشم و میدونم خورشید که طلوع کنه، بازم امیدم رو جایی از خونه پیدا میکنم.زیر سفرهی صبحانه، لابهلای تاهای پتو، توی کمدی که مسواکم رو از داخلش برمیدارم یا بین صفحهی پنجاه و شش و هفت کتابی که دارم میخونم. مهم نیست اینبار کجا پنهون شده، من به هرحال یکبار دیگه پیداش میکنم.
*پیدا شده میونِ نوشتههای خاکگرفته.
01:56 - 30 April 2026