غبار اندوه از ویرانه‌های غزهتا کلاسهای میناب در هم تنیدهو بال فرشتگان در خاکستر کینه سوخته استاینجا و آنجا خون بیگناهیاز حنجره یک درد مشترک می‌جوشدو اهریمنان آهن و آتشبا پنجه‌های آلوده به خونبذر مرگ میپاشندتا بلور خنده‌ها را بشکننداینجا خون و خاکستر در هم آمیخته‌اندتا مرزهای جغرافیایی میناب و غزهدر اندوهی مشترک بسوزد اما این شیاطین کور نمیدانندکه هر قطره خون بیگناهانچگونه ماشین تولیدی از نفرت میشود که ریشه اش را بخشکاندناله‌های جگرسوز پدران و مادران در جستجوی زینب‌هاچنان بغض فروخوردهبا طنین الله اکبر در هم می آمیزدو ارکان عرش کبریا را به لرزه درمی‌آورد که به زودی ثمره از عرش به زمین می‌رسداین فریادها مرثیه فنا نیستبلکه آواز ققنوس‌های نوپایی استکه در آتش ستم سوختندقسم به سرخی شفقکه این شام تاریک و پردردآبستن صبحی صادق استاز بطن همین خاک‌های زخم‌خوردهامین جهانشاهی نسب
11 MB
01:54 - 17 July 2026



1 Reply

Profile picture of ‌مریم احسنی‌
@user16831458496317 July 2026
خداوندا ،این مستکبران جنایتکار را به بدترین عذاب گرفتار بفرما 🤲🤲🤲🤲🤲🤲