غزل شماره ۲۰۵ - حضرت حافظتا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بودسرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بودحلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش استبر همانیم که بودیم و همان خواهد بودبر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواهکه زیارتگَهِ رِندانِ جهان خواهد بودبرو ای زاهدِ خودبین که ز چشمِ من و تورازِ این پرده نهان است و نهان خواهد بودتُرکِ عاشقکُشِ من مست برون رفت امروزتا دگر خونِ که از دیده روان خواهد بودچشمم آن دَم که ز شوقِ تو نَهَد سر به لَحَدتا دَمِ صبحِ قیامت نگران خواهد بودبختِ حافظ گر از این گونه مدد خواهد کردزلفِ معشوقه به دستِ دگران خواهد بود
14:17 - 23 May 2026