شما نخون. اشتباهی شده.
راه می‌رفت. آنقدر که احساس ضعف در پاهایش کم کم پدیدار میشد، کم کم بی جان و رمق گوشه ای می‌نشست و حالا به جان لب و گوشت های کنار ناخن می‌افتاد. او به جان خودش و افکار به جان او می افتادند. عجب معرکه ای بود. یهو چون کسی که برق گرفته باشد‌ش به خودش آمد و دید به لرز افتاده، از سرما
حالا از سرمای هوا یا سرمای رفتار آدمیان و یا سرمایی که در خانه به خانه ی قلبش لانه کرده بود می لرزید یا که نه، خدا می‌داند و خدا. چیزی درونش سنگینی میکرد. رفتار اون شخصی که یهویی پیدایش شده بود؟ (نه نه، خیلی مضحکه) سخنانی که تا به حال بر لبش جاری نشده بودن؟ غم؟ آه هرچه که بود
عجب وزنی داشت. معلوم بود برای این وزن زحمت ها کشیده ‌شده بود. آنهم چه زحمتی. ...گویی ناگهان کسی زیر پایت را خالی کند، زیر دلش خالی شده بود. نه سنگی صبور بود و نه گوشی و نه محرمی ،ای آدمیزاد این چه رسم روزگار بود دگر؟ ای بشر تنها به گوشه ای رها شده ای و گمان میکنی 4 نفر آدم دور و برت هستند
گمان کردی دیگر تنهایی نیست، اما روزگار بهت فهماند همان ها تورا تنها ترینت می‌کنند. خسته و رنجورت میکنند. ای آدمیزاد ها شما دیگر چه بودید؟
02:33 - 19 March 2026



9 Replies

Profile picture of ‌raha‌
@rahaji19 March 2026
Replying to
خیلی استعداد داری دختر

Profile picture of ‌ASHOB‌
@Happy10019 March 2026
Profile picture of ‌ASHOB‌
ASHOB

@Happy100  •  19 March 2026

Replying to
حالا اگه یه پست واقعی بود که نه بازنشر میزدن نه منشن 💔

Profile picture of ‌‌حاج ALI ☫‌
@HAJ1JAN19 March 2026
Replying to
دست مریزاد

@Meli_li19 March 2026
Replying to
چقدر زیبا و ستودنی

Profile picture of ‌علیار‌
@aliyar8219 March 2026
Replying to
خیلی خوب نوشتید

Profile picture of ‌👿ᶜᵃˡˡ ᵐᵉ ⁰⁰⁰ 𝑴𝒓𝒚‌
@puaponi30 March 2026
Replying to
جدی دوسش داشتم 🫠🩷آفرین قشنگ خانوما ❤️‍🔥🪭🪭