زندگی خوابگاهی یکم از زندگی تنها یا متاهلی سبک ترهدرحالیکه سرماخوردم و گردن و کمرم اذیت میکنه مجبورم نوبت تمیزکاری رو انجام بدم و آخر شب که دارم وسایل یخچال رو جابه جا میکنم با پیازهای درحال خراب شدن مواجه میشم و مجبورم اونها رو سرخ کنم بزارم فریزر که حیف نشنو سیب بخورم تو تراس با ویو دانشکده:)