دو دفترچه‌ی موازی .
با دشواری توانست خودش را به اتوبوس برساند.ساعت از ظهر گذشته بود و بچه‌های مدرسه، مثل موجی از رنگ و صدا، خیابان را پر کرده بودند. اتوبوس، جعبه‌ای فلزی و داغ، مملو از آدم‌هایی بود که هر کدام قصه‌ای خسته‌کننده با خود داشتند؛ جایی برای نشستن نبود و گرما به درون می‌خزید.
از صبح درگیرِ کار سخن های بیهوده دیگران و کلی دغدغه‌ی دیگر بود. تنها چیزی که می‌خواست، رسیدن به خانه‌ و خزیدن توی اتاقش بود.وقتی راننده سرعتش را کم کرد و به سمت ایستگاهِ مقصودش پیچید، او هم میان جمعیت فشرده، راهش را به سمت در باز کرد. هر قدم، تقلا بود؛ تن‌های عرق‌کرده، کیف‌ها، کوله‌پشتی‌ها
گویی همه برای خروج عجله داشتند. همانطور که سعی می‌کرد خودش را به نزدیکی در برساند، ناگهان ضربه‌ای محکم، کیف و وسایلش را از دستش پرتاب کرد. وسایل درهم ریخته روی زمینِ کثیف اتوبوس پخش شدند. ناخودآگاه صدایی در ذهنش پلی شد، همینو کم داشتیم .در همان لحظه، چشمش به در افتاد که در حال بسته شدن بود ،
با تمام توان فریاد زد، اما صدایش در هیاهوی اتوبوس، در غرشِ موتور، در همهمه‌ی بچه‌ها گم شد. در بسته شد و اتوبوس، بی‌آنکه منتظرش بماند، به مسیرش ادامه داد.چند لحظه همانجا، میان جمعیت، میخکوب ایستاد. قلبش تند می‌زد، نه از ترس، بلکه از ناباوری. احساس کرد کنترل همه چیز از دستش خارج شده. آهی کشید و
خم شد تا وسایلش را جمع کند. چند نفر با بی‌تفاوتی از کنارش گذشتند. زنی مسن‌تر، با لبخندی تلخ، نگاهی گذرا به او انداخت و گفت: «عیب نداره دخترم. پیش میاد.»با عجله، وسایل را داخل کیفش چپاند. کیفش سنگین‌تر شده بود، انگار تمامِ خستگی و کلافگیِ روز را با خود به دوش می‌کشید. در ایستگاه بعدی پیاده شد.
هوای بیرون، گرما را با بوی دود و خاک به صورتش کوبید. قدم‌هایش را تندتر کرد. باید زودتر به خانه می‌رسید.
وقتی به خانه رسید تا خواست دفترچه‌اش را بردارد که ایده‌هایِ مهمی را ثبت کند به جای دفترچه خودش با دفترچه‌ای مشابه رو بِه‌رو شد آن دفترچه هم با چرمِ قهوه ای پوشانده شده بود اما به جای پرنده طرحِ روباه داشت تنها تفاوتی که در لحظه جمع کردن وسایلش به چشمش نیامده بود همین بود .
00:51 - 6 May 2026



13 Replies

Profile picture of ‌سارا | Sarah‌
@Sarah_and_Duck6 May 2026
Replying to
تو ام که بیداری

Profile picture of ‌1TaA‌
@Makiugo6 May 2026
Replying to
چقد قشنگ وقایع رو توصیف کردی،آفرین زیبا خانوممم💗

Profile picture of ‌سارا | Sarah‌
@Sarah_and_Duck6 May 2026
Replying to
دوباره خوندمش

Profile picture of ‌raha‌
@rahaji6 May 2026
Replying to
خیلی قشنگ مینویسی

Profile picture of ‌آرین خوشنود‌
@Arian_khoshh6 May 2026
Replying to
ماشالله بهت کارت خوبه اگه خیلی مینویسی رو پایان بندی خیلی تمرین کن

Profile picture of ‌مسعود مصطفوی‌
@Masoud126 May 2026
Replying to
آخرش چی شد؟

Profile picture of ‌Marya‌
@Marya339 May 2026
Replying to
چقدر قشنگ بووود😭

Profile picture of ‌پروانه‌آبـ𓏲ִֶָ࣪ـی‌
@Felahichi9 May 2026
Replying to
به به چقد قشنگ توصیف کردی خانوم.

Profile picture of ‌𓂃واژه‌ھـٰاې‌مُبـهم𓍯ּ ֶָ֢.‌
@V___mobham9 May 2026
Replying to
خیلی عالی بود..کلی لذت بردم😍بنظرم هنوز قابلیت داشت که با کلمات بازی کنی و ادامه بدیش ..حسش عالی بود موفق باشی عزیزم❤️

Profile picture of ‌Mah|ماه‌
@Mah_71012 May 2026
Replying to
خیلی قشنگ بود🥺🎀ادامه نداره؟

Profile picture of ‌حاجِـز غیر حَصـیر‌
@Tarverdivand18 May 2026
Replying to
دفترچه ی روباه و پرنده!👌 دوست دارم بیشتر بفهمم چه شده است، شخصیت را هم بشناسم. روحش را بدمید لطفا