دو دفترچه‌ی موازی²
چشمانش را با بی‌حوصلگی از دفترچه گرفت و هوفی از ته دل کشید؛ اصلاً دلش نمی‌خواست اتفاقات صبح را دوباره مرور کند. دفترچه را روی میز گذاشت تا بعداً سراغش برود، اما وقتی زمانِ رسیدگی به پروژه‌ها شد، تازه فهمید ایده‌های اصلی‌اش را همان صبح داخل دفترچه یادداشت کرده بود.
قرار بود امشب به آن‌ها نگاهی بیندازد..و همان لحظه بود که «کلکسیون بدبختی‌های امروز» کامل شد.کم مانده بود گریه‌اش بگیرد؛ تنها کاری که از دستش برمی‌آمد این بود که مغزش را به کار بیندازد و پروژه را هرطور شده سرهم کند تا فردا توسط استاد مواخذه نشود.
با اینکه همیشه واحدها را به خوبی پاس می‌کرد، اما استرس حذف شدن برایش وحشتناک بود.فردا صبح، ساعت ۶:۳۰ — ایستگاه اتوبوس
پاهایش را بی‌قرار تکان می‌داد و زیرچشمی آدم‌های اطراف را می‌پایید. دفترچه‌ی مشابه را همراهش آورده بود؛ شاید صاحبش را پیدا می‌کرد و هر دو از این کابوس خلاص می‌شدند. بی‌صبری امانش را بریده بود؛ از یک طرف اتوبوس دیر کرده بود و از طرف دیگر، همهمه‌ی اطراف سرش را می‌خورد.
بالاخره اتوبوس رسید. همان‌طور که دنبال صندلی خالی می‌گشت، چشمش به پیرزنِ دیروزی افتاد که با همان چادر گل‌گلی و لبخندِ آرامش، کنار پنجره نشسته بود. وقتی نگاهشان به هم گره خورد، هر دو با لبخند سری برای یکدیگر تکان دادند. دختر با تردید، با صدایی آرام شروع به صحبت کرد: «سلام روزبخیر، چطورید؟»
پیرزن با مهربانی سرش را تکان داد: «سلام عزیزم شکر خدا ، احوالت؟»دختر کمی مکث کرد و ادامه داد: «مچکرم ، خیلی ممنون بابت دلداری دیروزتون؛ ببخشید اون‌موقع نتونستم درست تشکر کنم»ردی از لبخند در چشمان پیرزن پدیدار شد: «این چه حرفیه گلم؟ دیدمت که دیروز خیلی بی‌قرار بودی تونستی همه‌ی وسایلت رو جمع‌ کنی؟»
دختر نگاهش را به کیفش دوخت و گفت:«کم‌وبیش ، حقیقتا یه چیز مهم رو گم کردم و همین سبب سردرگمی‌م شده» پیرزن نگاهی عمیق و معنادار به او انداخت، لبخندش کمی نامفهوم شد و با صدایی که انگار اطمینان دارد، گفت: <بعضی چیزا عزیز دلم،تا وقتی گم نشن،ارزشِ پیدا کردنشون معلوم نمیشه، و هرچیزی سر جای‌خودش برمی‌گرده.>
21:06 - 24 May 2026



7 Replies

Profile picture of ‌1TaA‌
@Makiugo24 May 2026
Replying to
من سه رو میخواااام🗿😭

Profile picture of ‌⋆نومنا خانوم꩜ [احمقم]‌
@Rominas24 May 2026
Replying to
یکش رو میشه برام نقل قول کنی پیداش نکردم 🦦

Profile picture of ‌Darya‌
@Darya_00825 May 2026
Replying to
خیلی قشنگ بود ، من یکشو پیدا نکردم.

Profile picture of ‌𝙃𝙊𝙎𝙉𝙄𝙔𝙀 | حُسنیه 𐙚'‌
@HOSNIYE25 May 2026
Replying to
اون حس اشفتگی بسیار قابل درکه :)

Profile picture of ‌𝓗𝓪𝓭𝓲 🇮🇷 هادے‌‌
@MHS138425 May 2026
Replying to
استعداد رمان نویسی ۱۰۰/۱۰۰۰