یه بنده خدایی تعریف میکرد، ایلم اغتشاشات، یه دختر میبینه با حالات عجیب و غریب، این بدبختو گیر میاره با یه طرز عجیبی رگباری میپرسه چند نفر کشتی؟بنده،خدا هم میگه با تو یا بی تو؟بعد میگفت دختره یک نعره های عجیبی میزد انگار که واقعا شیاطین توش نفوذ کرده باشن