بیگانه@yegirara5dReplying to @Hunter2کاش امروز خبرم را برسانند به تو هم تو آرام شوی، هم دل سرگشته ی من ...110281
میورش@Hunter25dReplying to @yegiraraمدام ازخویش میپرسم که ای کوه غرور ای مردغرورت رفت عمرت رفت تا کی منتظر ماندن؟110331
بیگانه@yegirara5dReplying to @Hunter2کوه من گریه نمیکرد و نمیدانستم کوه ها اشک ندارند؛ فرو میریزند..110351
میورش@Hunter24dReplying to @yegiraraکوه غم در بغل ماه تماشا داردبغلم کن که جهانم همه اش ویرانی ست110311
بیگانه@yegirara4dReplying to @Hunter2وقـت ویـران شـدنم مـحو تماشا نشوید به خدا گریه ی یک کوه تماشایی نیست...110291
میورش@Hunter23dReplying to @yegiraraجای ما کوه اگر بود فرو میپاشیدآه…درباره ما درد چه میپندارد؟!110301
بیگانه@yegirara3dReplying to @Hunter2من نمیدانم چه چیزی پایبندم کرده استکوه اگر پا داشت تا حالا از این جا رفته بود...110301
میورش@Hunter23dReplying to @yegiraraولشکن کوه و دریا و فلک را به درکبا غم دوری لب هایت بگو من چه کنم؟110271
بیگانه@yegirara3dReplying to @Hunter2مشکل شرعی ندارد بوسه از لب های تومیوه ی بیرون زده از باغ ، حق عابر است...110251
میورش@Hunter21dReplying to @yegiraraخوش به حال گره ى روسری ات هر لحظهبوسه از زیر رگ گردن تو می گیرد110211
بیگانه@yegirara1dReplying to @Hunter2گفتم "او" از رگ گردن به تو نزدیکتر است آمدم جای خدا را که ببوسم نگذاشت210252
بیگانه@yegirara2hReplying to @Hunter2لب نهادم به لب یار و سپردم جان را ،تا به امروز بدین مرگ نمردهست کسی...00013