درد که نباشد آدمی یک گوشه لم میدهد و شروع میکند به آه کشیدن که چرا همه چیز اینگونه میگذرد، چرا همه چیز بهتر نیست ووو، درد اگر باشد اما ...
حقیقت این است آنکه واقعا بیچاره است و در درد میسوزد اصلا توانی ندارد که بخواهد غری بزند یا راجعبه آن چیزی بگوید و درد دلی بکند، تنها چیزی که چشمهای او میبیند بقا و ادامه دادن است ؛
نمیدانم شما سقوط آزاد را تجربه کردهاید یا نه، اما من از آن یاد گرفتهام، کسی که واقعا ترس را میچشد آن لحظه نمیتواند فریاد بزند، لال میشود و صدایش در نمیآید، فقط بقا است که برایش اهمیت دارد، کسی داد میزند و جیغ میکشد که ترس بهاش غلبه نکرده و میداند خبری نیست، او وقت ناله دارد .
اگر میتوانی غری بزنی یا فریادی بکشی و غصهای بخوری، خدایت را شکر کن، تو دردی نداری ...
15:41 - 6 August 2024