میگفت وقتی مامانم رفت گریه کردم ...اما گریه هام بعد از رفتن مامانم دیگه تموم نشدنوقتی صبح از خواب بیدار شدم و ندیدمش گریه کردم وقتی از بیرون اومدم و کسی نبود ازم استقبال کنه و راجب روزی که گذروندم ازم بپرسه گریه کردم وقتی بابا خلقش تلخ شد و بهم اخم کرد مامانمو نداشتم بهش پناه ببرم
بخندیم باهم گریه کردم وقتی داشتم لباساشو واسه آخرین بار بو میکردم گریه کردم وقتی چادر و جانمازشو جمع کردم گریه کردم هروقت تنها موندم ، غذام شور یا بی نمک شد ، لیوان تو دستم موقعه شستن شکست ، چاییم جوشید آب کتری تموم شد و کتری تهش سوخت گریه کردممیگفت مامانم توی یه روز رفت و دیگه نیومد
ومن هر وقت یاد رفتنش افتادم گریه کردم ...
16:39 - 27 May 2026