انتظار انقدر سخته؟!
4 MB
عشق همچون بهار عشق همچون خون ، باران و هوا جان می دهد به تن ناتواندر شب ظلمانی، سرگردان و حیران پرسه می زد و عشق، هچون ماهِ شب چهارده ، شب تاریک و ظلمانی وجودش را روشن می کرد گرمای عشق، یخِ زمستانِ روحش را آب می کرد و گرما را با عشق به او هدیه می داد . عشق ماه نبود ، نه ! (ادامه در ویرشت)Show this thread
