#خاطره یک رزمندهیکی از رزمندگان تعریف میکرد:«در آخرین روزهای جنگ ۱۲ روزه مامور به شلیک موشک بودیم.قرار بود ساعت ۸ صبح شلیک انجام شود.همه آماده سازی و چک ها انجام شد و موشک در حالت پرتاب قرار گرفت.همه چیز آماده بود. فرمان آتش را اجرا کردیم ولی موشک پرتاب نشد.علت را بررسی کردیم ولی عیبی نداشت.
