خب دوستان. من دوباره کوله بارو بستم که برم و با برف سال دیگه بیام دیدنتون. به امید دیدار.
iriخب دوستان. من دوباره کوله بارو بستم که برم و با برف سال دیگه بیام دیدنتون. به امید دیدار.
Replying toعادت منو میدونی دیگهمن نسبت به «زمان» عذاب وجدان دارماز دست دادنش خیلی برام اذیت کنندهستبه خاطر همین هیچ وقت فعالیت مجازی پایدار و طولانی مدت ندارم. همه چی رو پاک میکنم و میرم تا با وقت اضافه ای که به دست میارم گاتهام رو نجات بدم
Replying toتک تک مسائلی که گفتم و خیلی چیز هایی که نگفتم، پشت هر کدومش خیلی حرفه که به تفضیل گفتن همش از حوصله خارجه. من حس میکنم لب مطلب رو گفتم و خودتون به قدر کفایت متوجه منظورم هستید.
@Meiti5dReplying toخیلی جالب بود. برای مسئلهای که منم درگیرشم ادبیات جالبی ساختید و از منظر جدیدی توضیحش دادید. من این بیهودهچرخی رو با فرهنگ اینستاگرامی شده و مصرفگرایی میفهمم همیشه اما این منظر هم جالبه و وجوه تارهای رو روشن میکنه. یاد چیزی که ع.ص در مقابل حرکت بهش میگه تنوع ( اسباب سرگرمی حین غفلت) هم افتادم.
Replying toالبته فکر کنم بد رسوندم منظورم رو. بیهوده چرخ، بیهوده چرخی نبود. مودبانهی یه لفظ بی ادبانه بود😂 و اصلا هم به این بیهوده چرخیدن توی اینستاگرام اشاره نداشت. منظورم این بود که در مسیر های مختلف چند قدم کژدار و مریز پیش میره و راهش رو کج میکنه به مسیر بعدی و توی هیچکدوم پیشرفت نمیکنه. فقط الکی میچرخه
@Meiti5dReplying toفهمیدم منظورتون رو. منتها فکر میکنم این قضیه به فرهنگی که اینستاگرام و کلا سوشالمدیا میسازه مربوطه. آدمی که تو این فضاهای موقتی و تصپیر محور عادت کرده و تمرین کرده که همه چیز رو اسکرول کنه تو زندگی واقعیش هم مدام مسیرهای مختلف و اهداف متفاوت رو اسکرول میکنه و هیچوقت ثابت قدم نیست.
@Meiti5dحقیقت هم براش یه چیز ثابت اصولی نیست، چیزیه که اکسپلورش بهش نشون میده. تعداد زیادی دادهی همسو بدون هیچ روشی برای اینکه تبدیل بشن به شناخت روشمند و حداقل قابل بحث.
@Meiti5dReplying toمیتونن باشن و مقدمات خوبی ان اما میدونید نمیشه مطمئن بود که کار بزرگ و مهمی در ادامه حتما هست.
@Meiti5dReplying toیه فرمول هم اینه که اصلا ما دنبال کار بزرگ و مهم نباشیم. چمران از این جهت هم جالبه. در آستانه بزرگ شدن تو هر حیطه ای به طرز جسورانهای دل میکنه و میره سراغ وظیفهی تازه و اینه که برکت میده شاید.
This post was deleted by the post author.
@Meiti5dسلام. احسان کرمانشاهانی یه سری درسگفتار داره از بدایه و نهایه و اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه.امتیازش غیر از اینکه یه نگاه خاص و ویژه به نوآوری علامه در جریان فلسفه اسلامی داره، اینه که معلم بسیار خوبیه.
@Meiti5dدورههایی که توی سایتش هست مفصلتر و اصولی تره و برای مخاطب حوزوی بوده. یه سری درسگفتار هم توی دوره گفتمان داره که مخاطبش دانشجویان منتخب علوم انسانی ان.نمیدونم بهش دسترسی عمومی هست یا نه. سایت گفتمان نخبگان علوم انسانی رو یه چک بکن اگه باشه اونجاست.
Replying toفکر میکنم اکثر انسانها تو دورۀ نوجوونی و جوونی همچین آرزویی دارن، ولی یه دفعه انگار توسط زندگی اسیر میشن و حتی همچین خواستهای رو فراموش میکنن و زندگی و خانواده انگار محدودشون میکنهدروغ چرا، میترسم از اینکه بمیرم و فراموش بشم
@Meiti5dReplying toآره این خیلی به نظرم تلخه که آرزوهای بزرگ از سی به بعد کمرنگ میشن و به مرور محو میشن کلا. هرچند الان زیاد نوجوان تازه نفس بیآرزو میبینم.کجای فراموش شدن ترسناکه؟
Replying toنمیدونم، اینکه یه زمانی برسه تو دنیا که هیچکس نشناستت، حتی خاطره هم نباشیاین برام ترسناکهفراموش شدن عجیبه برام
@Meiti5dReplying to«فراموش میشوی گویی هرگز نبودهای.» یاد این بخش شعر محمود درویش افتادم.شاید تموم شدنه که ترسناکه. فراموش شدن برای ما یعنی یاد و خاطره ای هم ازمون نمیمونه و این دیگه مرحله آخر تموم شدن ما تو دنیا برای همیشه است.
Replying toو این وحشتناکه، تصور کن، تهش یه قبر باشی که حتی خطوط روی قبر هم قابل خوندن نیست از بس خاک گرفتهسالها میگذره و دیگه حتی کسی نمیدونه اونجایی که تو دفن شدی قبری بوده اصلاً
@Meiti5dReplying toتو نگاه کسی که سکولاره و به آخرت باور نداره که کابوسه واقعا.باز باور به آخرت نوید ادامهی زندگی تو یه جهان دیگه رو میده.
ساکن طبقه وسط Replied
Replying toبرای من جابهجا کردن مرزها لزوماً معنی فتح یه چیز غیرممکن رو نمیده؛ گاهی یعنی یه چیزی رو توی زندگی خودت یا حتی زندگی یک نفر دیگه، یه ذره بهتر از چیزی که تحویل گرفتی، تحویل بدی.شاید حتی همین که آدم وظیفهش رو درست انجام بده، در حالیکه میتونسته راحتتر از کنارش رد بشه، خودش یه جور اثرگذاریه.
Replying toدرمورد کارهای معمولی ولی خوب و سازنده گفتید، میگم در سطح کلان هم دقیقا همینه. یعنی آدما تا خودشون یاد نگیرن زیر نظر یه «مدیر» ولایت پذیری داشته باشن، دقیقا وقتی بهشون یه پست مدیریتی میدن از پس اون کار هم نمیتونن خوب بر بیان. چون تو مقیاس کوچیکش هنوز نفهمیدن چیکارهان چه برسه به مقیاس بزرگ.
ساکن طبقه وسط Replied
Replying toاینکه من به دنیا بیام و زندگی کنم و بمیرم ولی دنیا بعد از من و بخاطر من تغییری نکرده باشه بهم احساس بیکفایتی میده. مخصوصا وقتی میدونم چه افرادی با چه شرایطی چه کارهای بزرگی کردن و من که شرایطم از اونها بهتره صرفا دارم روزم رو شب و شبم رو روز میکنم و دغدغهم فقط دغدغهی روزمرگی خودمه.