تا اونجایی واسمون سخته که، هنوز فکر میکنيم بهشت باز شده و یه آدم افتاده تو زندگیِ ما!اولش که آدمِ بهشتی رو میبینی تب و تاب بَرِت میداره، ذوق و شوق داری، مواظبی که مبادا فلان شه بهمان شه...این وسط اگه اتفاقی نیوفته اون آدم هنوز بهشتیه
- چرا باور کردن اینکه یهچیزی تموم شده انقدر برامون سخته؟
ولی اگه چند تا اتفاق بزرگ پشت سر هم بیوفته، یهو وایمیستی و شک میکنیهی از خودت سوال میپرسی، چرا این شد، چرا اون نشد؟اون موقع هم تب و تاب داریا اما کم کم، کم کم اون تب و تاب میوفته و دیگه واست سخت نیست (البته نمیشه منکر تلخی و سختی پایان چیزی شد، اما دیگه اون طوری مثل اول ازش نمیترسی و اذیت نمیشی)
17:51 - 21 July 2024