14 September 2026
در شهری، قطاری بود که هر روز صبح، مردم را از محله‌های مختلف به مرکز شهر می‌برد.ثروتمند و فقیر، مذهبی و غیرمذهبی، پیر و جوان، همه در یک قطار بودند.بعضی می‌گفتند:«ما بلیت گران‌تر خریدیم، پس حق داریم پنجره را باز کنیم.»بعضی می‌گفتند:«ما بلیت ارزان‌تر خریدیم، پس حق داریم روی صندلی میخ بکوبیم.»
Profile picture of ‌محمد مهدی🇮🇷🚩‌
@Mohammadmahdiir14 September 2026
حالا متنی که خوندید مفهومش این بود ....بیشتر مردم یک کشور آینده مشترکی دارن یعنی با اینکه فکر می کنند از دسته های مختلف جامعه هستند از طبقات مختلف ولی آینده، رفاه، آرامش جمعی مشترک دارند، چرا؟
Profile picture of ‌محمد مهدی🇮🇷🚩‌
@Mohammadmahdiir14 September 2026
چون در یک مکان زندگی می کنند از یک زیرساخت انرژی و منابع دریافت می کنند، از یک تعداد فروشگاه خرید می کنند، در یک تعداد مدرسه، دانشگاه درس می خوانند
یعنی مثلا هرچه در ذهن‌های خود گروه های مختلفی داشته باشند در عمل یک جسم واحد دیده می شوند و آینده مشترکی دارند، آینده ای که ایجاد کنند، حافظ، بهبود دهنده آن خودشون هستند...
20:52 - 14 September 2026

38 Views


1 Reply

Profile picture of ‌محمد مهدی🇮🇷🚩‌
@Mohammadmahdiir14 September 2026
ولی هیچ کدوم از اینها به این معنی نیست قانونی نباشد، مجازاتی نباشد، بلکه برای حفظ همان آرامش جمعی، آینده جمعی، رفاه جمعی این قوانین لازم است...