در شهری، قطاری بود که هر روز صبح، مردم را از محلههای مختلف به مرکز شهر میبرد.ثروتمند و فقیر، مذهبی و غیرمذهبی، پیر و جوان، همه در یک قطار بودند.بعضی میگفتند:«ما بلیت گرانتر خریدیم، پس حق داریم پنجره را باز کنیم.»بعضی میگفتند:«ما بلیت ارزانتر خریدیم، پس حق داریم روی صندلی میخ بکوبیم.»