ساعت دوازده و نیم شب جلوی در خونه دوستم در حال خداحافظی، یه آقایی اومده جلو..در حالی که ما گرخیدیم اون می گه وای متاهلی؟چون من همیشه دست چپم یه انگشتر می ندازم، گفتم آرهگفت وای ببخشید نمی دونستم.رفت..و ما اینجوری بودیم که وا🥲
00:47 - 5 September 2026



3 Replies

Profile picture of ‌پریناز سادات شمیرانی‌
Replying to
محیا جان! من دقت نکرده بودم محیا خانم سرتق؟!؟ 😐😂😂اخه چرا 😅

Profile picture of ‌عـلــے‌
Replying to
تو این اوضاع بی شوهری راحت خواستگار پر ندین

Profile picture of ‌جنآب‌ ساد.‌
Replying to
سلام منو میگه خدافظ.