دوست داشتم الان کنارم بودیچون من خیلی میترسم آیداچند روزه فقط ترس دارم...نمیدونم چیکارشون کنماحساس میکنم من مال زندگی اینور نیستمبا خودم همش میگم که«کاش همون سر بدنیا اومدن میمردم»این ۶۰_۷۰ سال زندگی چی داره که خودمو براش به زحمت بندازم؟وقتی دورم حالیه، خوشی ندارم، کسی درکم نمیکنهآخ...
ببین هر وقت به آینده فکر میکنم، به لحظه مرگ، به موقع رفتن قلبم درد میگیره؛آخه من که سنی ندارم؛ ولی غصه باهامه، ترس باهامه...راستی هنوزم یادتمابرهای قشنگ آسمون رو ازش عکس میگیرم؛ ولی کنار تو بیشتر میچسبهکتابای احمد شاملو رو می خونم، ولی خوندنش برای تو شیرین تره.
آیدا من به داشتنت و یه زندگی عادی قانعمشاملو سه بار ازدواج کرد تا مثلا به یکی برسه که دوستش داشته باشه.ولی من...من همین الان دارمش،البته بهت حق میدم، حق داری نگران باشی از پشیمون شدنم؛ حق داری نگران باشی از منصرف شدنم وسط راه
ولی... تو رو خدا؛ به جون هر کی دوست داری، اگر پات وایسادم دیگه بهونه نیار. باشه؟دیگه نمی خوام اون موقع ازت بهونه بشنومفقط همراهی...میگم تو هم به یادم باش؛ میدونی کی باید به یادم باشی؟هر وقت...اصلا من چیزی نمیگم علی زند وکیلی خودش بهت میگه:
Ghamgintarin AhangAli Zand Vakili @RozMusic.com
00:56 - 3 June 2026