شعر سنگینی بود که متاسفانه به ما نمیخورداگر میشه یکی دیگه
Replying toشعر سنگینی بود که متاسفانه به ما نمیخورداگر میشه یکی دیگه
Replying toمکن ز غصه شکایت که در طریق طلببه راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید.آره خلاصه آقا سید..
Replying toسعدیا نامت به رندی در جهان افسانه شداز چه میترسی دگر؟ بعد از سیاهی رنگ نیست..
Replying toمشاعره کنیمممم؟ت : ترسم که قلم شعله کند صفحه بسوزدبا آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟
Replying toمن راستش خیلی دستم برای مشاعره باز نیست بخاطر همین نمیتونم، چون در توانم نیست
Replying to
Replying toجهانِ زندهی احساس تو نمیفهمدزبانِ مُردهی مرسوم در جهانم را..
Replying toای غایب از نظر به خدا میسپارمتجانم بسوختی و به دل دوست میدارمت.
Replying toتا گریه بر او مانده چه حاجت به دیگران؟کوثر که هست چشمه زمزم عزیز نیست
Replying toتا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشدترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد.
Replying toای که مهجوری عشاق روا میداریعاشقان را ز بر خویش جدا میداری.