من راستش خیلی دستم برای مشاعره باز نیست بخاطر همین نمیتونم، چون در توانم نیست
Replying toمن راستش خیلی دستم برای مشاعره باز نیست بخاطر همین نمیتونم، چون در توانم نیست
Replying to
Replying toجهانِ زندهی احساس تو نمیفهمدزبانِ مُردهی مرسوم در جهانم را..
Replying toای غایب از نظر به خدا میسپارمتجانم بسوختی و به دل دوست میدارمت.
Replying toتا گریه بر او مانده چه حاجت به دیگران؟کوثر که هست چشمه زمزم عزیز نیست
Replying toتا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشدترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد.
Replying toدل چو غافل شد ز حق، فرمان پذیرِ تن شودمی برد هرجا که خواهد اسب، خواب آلوده را
Replying toای که مهجوری عشاق روا میداریعاشقان را ز بر خویش جدا میداری.
Replying toیا رب آنکس که زند تهمت شادی بر منتا ابد کام دلش لذت غم نشناسد
Replying toدر پردۀ اسرار کسی را ره نیستزین تعبیه جان هیچکس آگه نیست
Replying toاز خون دل نوشتم نزدیک دوست نامهاِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هِجرک القیامه.(شعرشو خیلی دوست دارم)