مگر من از تو چه تمنایی داشتم؟جز آنکه در میانهی طوفان، دستانِ گرمت را در دستانم بیابم؛و بازوانت، حصاری باشد بر دورتادورِ وجودم، تا قلبم، در قلمروِ امنِ آغوشت، آرام گیرد.اما اکنون، دیواری از بیتفاوتی ، گویی تمامِ وجودت را به غریبه سپردهای.
Sange Ghabre Arezou
Artoush