ی روحانی توی مسیر بود. ی پسره تَرک موتور داد زد گفت حاجی چیشد؟! زدن که... بعد فحش رکیک داد.مغازهها میبستن. بعد خواهرم آمد.ی روحانی دیگه جلومون سبز شد. شاگردش هم کنارش بود و با هم صحبت میکردن. یکی بهشون فحش خیلی زشت داد...اون هم جلوی من و خواهرم و صدها آدم دیگه...