در بحث ما خود معصوم موضوعیت داره یا معیار سنجشه؟
@Parhamzamani13 August 2026Replying to andهم موضوعیت داره هم معیار سنجشه. موضوعیت از این لحاظ که معصوم باید حضور داشته باشن؛ و اگه قولی صادر شد ازشون میشه معیار سنجش. در غیر این صورت ما آیات و روایات رو داریم؛ که میشه در خیلی کلیات به نتیجه یقینی رسید باهاشون ولی در جزئیات نه.
@Yousefvand13 August 2026Replying to andخب این ادعای موضوعیتی که دارید دخلی به بحث ما نداره.عرض کردم و از این مطلب طفره میرید، اگر مطلبی رو معصوم قطعاً فرموده باشه چطور؟منظورتون از کلی و جزئی رو هم روشن بفرمایید.
@Parhamzamani13 August 2026Replying to andما به معصوم دسترسی نداریم.اگر یقین کردیم که کلامی که از معصوم روایت شده دقیق دقیق دقیق کلام معصومه؛ و صریحا بر امری دلالت داره؛ اونوقت بله قابل پذیرشه. کلیات مثل عدل و توحید و امامت و نبوت جزئیات مثل فروع فقهی مثل احکام خمس و فروع کلامی مثل ویژگیهای ائمه.
@Yousefvand13 August 2026Replying to andاین مطلبتون به اطلاقش قابل پذیرش نیست. دسترسی به معصوم که همیشه به حضور فیزیکی نیست؛ "دلیل نقلی" وجود داره که نحوهای از دسترسی به معصوم محسوب میشه.در ثانی، خلاف مسلمات کلامیه؛ "امام" غائبه، "امامت"ـش که غائب نیست...!
@Parhamzamani13 August 2026Replying to andبرادر متوجهید حرف منو چرا سختش میکنید؟مگه من گفتم روایت رو قبول ندارم که افاده کنه امامت رو قبول ندارم که شما بفرمایید خلاف مسلماته؟
@Yousefvand14 August 2026Replying to andنکتهی اول رو در پاسخ به اینکه فرمودید "به معصوم دسترسی نداریم" عرض کردم؛ "دلیل نقلی" نحوهای از دسترسی لذا دسترسی بتمامه منتفی نیست. (فرمایش خودتونو مرور کنید روشن میشه...)نکتهی دوم هم اجمالاً در پاسخ به چندباری که روی "عصر غیبت" تأکید کردید بود؛ شئون امام (علیه السلام) که در عصر غیبت تعطیل نمیشه
@Parhamzamani14 August 2026Replying to andبه معصوم دسترسی نداریم. به کلام معصوم دسترسی داریم که عمدتا متواتر نیست و بهش انقلت میشه وارد کرد. اگر هم از همه لحاظ درست باشه؛ باید برای فهم درست زمینۀ تاریخیش رو دید. و خب تعدد تفاسیر پیش میآد و مثل زمانی نیست که معصوم سخنی رو بفرماید و ما تکلیفمون رو بدونیم و بگیم حق همینه، ولاغیر.
@Yousefvand14 August 2026Replying to andاین مطلبتون اشکالات متعددی داره که چون از بحث دور میشیم واردش نمیشممنتها در مسئلهی "سلب اعتبار از سایر ادیان و مذاهب"، ادله متواتر و صریحاند و این توجیهات رو برنمیدارن؛ چه آیات قرآن، چه روایات اهل بیت (علیهم السلام) و چه براهین عقلی (که البته مورد سوم دلیل نقلی نیست که متصف به متواتر بشه).
@Parhamzamani14 August 2026Replying to andخب برادر من که از همون ابتدا گفتم مذاهب رو کاملا معتبر نمیدونم و بعدشم گفتم میشه در کلیات به نتیجه رسید. نیاز به نص نداره؛ حکم عقله که یکی نمیتونن همگی کاملا معتبر باشن. همچمین که اصلا دلایل معتبر شرعی هم داریم.
@Yousefvand14 August 2026Replying to andیه مطلبی که ضمنی و غیرصریح میفرمایید هم، «تشکیکی» یا «مرکّب» بودن اعتبار سایر ادیان و مذاهبه؛ یعنی مثلاً یکی معتبر باشه و یکی معتبرتر، یا یکی نصفش معتبر باشه، نصفش نامعتبر. در حالی که اینطور نیست و "حق بودن یا نبودن" دین/مذهب، یه امر بسیطه، یعنی یا دین حق هست یا نیست، نه ذومراتبه ،نه تجزیهپذیر.
@Parhamzamani14 August 2026عدول در بین شیعیان. اگه بگیم شیعه حقه نمیتونیم بگیم همه مکاتب و نحلههای شیعی هم در همه مراتب حقن. مگر اینکه فقط خودمون رو شیعه بدونیم. طبق منطق شما، من حق مطلقی نمیشناسم و مکتب و شخصی رو حق مطلق نمیدونم🙏
@Yousefvand14 August 2026Replying to andاحتراماً، برخی مطالب رو با هم خلط کردید و همچنین برخی بحثهای دقیق علمی رو عرفی کردید.بنده حیث علمی بحث رو عرض کردم و توی مجموع نوشتههای قبلی موجوده، حالا دیگه هر جور صلاحه...😊
@Yousefvand14 August 2026Replying to andفقط نکتهی مهمی رو از باب تنویر عرض کنم: تمامی مسلمین به حکم آیات و روایات، «برادر » ما هستن؛ مکلف به تعامل صحیح و تعایش سلمی باهاشون هستیم و در حقوق اجتماعی هم تفاوتی ندارن و مثل شیعیان هستن.این بحثهای الهیاتی و کلامی ابداً نافی تکالیف فقهی ما نیست.