شیخ سوار بر الاغ به طرف مجلس به راه افتاد! در بین راه الاغ با شور و نشاطی حرکت میکرد تاپس از رسیدن به مقصد با پیمانه ای جو پذیرایی شود!همینکه الاغ به سر آن کوچه سال قبل رسید،ایستادبه کوچه نرفت؛ هرچقدر شیخ افسارالاغ راکشید! الاغ چون کوهی برجای خودایستاد!