🔻قرآن سر نی، نهجالبلاغه روی تیتر! چقدر فهم اینها از آیات و روایات با فهم ما متفاوت است!! در علوم حدیث، هر روایتی لزوماً مطلق نیست و بر اساس قواعد عام و خاص یا مطلق و مقید، باید در کنار سایر قرائن و روایات مشابه فهمیده شود. نمیتوان یک جمله را بدون در نظر گرفتن شأن ورود،
سیاق کلام و شرایط موضوعی تقطیع کرد و به عنوان نسخهی کلی تحمیل نمود. تشخیص مصداق و جایگاه درست استناد به این احادیث در امور حاکمیتی، طبق مبانی فقهی بر عهده ولی امر است، نه ذوقزدگیهای رسانهای. اگر دشمن فریبکاری تمامعیار بود چه؟ آیا باز هم حکم صلح، عام و بدون قید است؟
چند نکته که تعمداً سانسور شدهاند:۱. امیرالمؤمنین (ع) صلحی را مجاز میدانند که رضای خدا در آن باشد. صلحی که باعث ذلت کشور، نفوذ دشمن و از دست رفتن عزت ملی شود، عین معصیت است، نه اجرای دستور مولا.
۲. حضرت بلافاصله پس از دعوت به صلح، هشدار میدهند: بعد از صلح، سخت از دشمنت برحذر باش! چون دشمن گاهی نزدیک میشود تا تو را غافلگیر کند؛ پس دوراندیشی را پیشه کن و خوشبینی را متهم کن.
۳. در منطق مدیریت اسلامی، تشخیص اینکه دعوت دشمن از روی صداقت است یا برای خنجر زدن از پشت، بر عهدهی دیدهبان بیدار نظام است که کل صحنه را میبیند..
۴. در عقل سیاسی و شرعی، خوشبینی به دشمن فریبکاری که پیمانشکنیاش ذاتی است، بزرگترین خطای راهبردی است. علی (ع) هرگز اجازه نداد با کلمات حق، جادهی باطل صاف شود.استفادهی ابزاری از کلام مولا برای توجیهِ انفعال، تکرار قصهی قرآنهای بر سر نیزه است. صلح علوی با سادهلوحی فرسنگها فاصله دارد
10:36 - 17 May 2026