5 May 2026
جسارت نباشه ادامش رو من بگم ؛عقل هی دم زد و گفت: از تبِ این عشق بترسقلب لرزید و چنان محو تماشایش شدقصه از دستِ من و عقلِ من افتاد برونبختِ برگشته‌ی من، با تو چقدر زیبا شد بی اراده دلم افتاد به دنبالِ دلتگِرهی کور که با دستِ تو آخر وا شد..
Replying to
این دو بیت رو تازه میخوام ادامه بدم و کاملش کنم.دیدم از دور نگاهت دل من غوغا شدو قیامت وسط خال لبت برپا شدساحل و موج و نگاهت نفسِ دریا شدمن غلط کردم و عاشق شده ام، اما شد!#علیرضازرگرپور
Profile picture of ‌Alireza zargarpur‌
@Alirezakeyhan5 May 2026
Replying to
چقد قشنگ گفتی دوسش داشتم.من این بیت رو بهش اضافه کردم همین الان توی دفترمیقه ام را تو گرفتی و کمی دعوا شدو به آغوش کشیدی تو مرا، حالا شد
لبِ تو نرم به پیشانی من بوسه نشاندو تمامِ گرهِ اخم من از هم وا شد 😅
21:27 - 5 May 2026

8 Reactions
315 Views


1 Reply

Profile picture of ‌Alireza zargarpur‌
@Alirezakeyhan5 May 2026
Replying to
چون قصدم چاپ کردن اشعاره، تا جایی که میتونم از بوسه و اغوش کمتر استفاده میکنم.بعضی از اشعارم که دوتا نسخه دارن، یه نسخه مخصوص وزارت ارشاد یه نسخه توی دفترم که اورجیناله😂کتاب قبلیم از ۹۵ صفحه شد ۷۵ صفحه هرچی اغوش و بوسه بود سانسور‌کردن.بابا همین الان دیوان حافظ و مولانا رو باز کنی دچار شرم نیابتی…Show more