شکاف عمیق بین تهران و واشنگتن و درگیریهای سنگین میدانی، گویای آن است که صحبت از توافق بیشتر یک بازی با متغیرهای بازار است. این نمایش دیپلماتیک، در واقع نبردی خاموش برای مدیریت انتظارات جهانی است که مستقیماً بر قیمت انرژی تأثیر میگذارد.
برای طرف آمریکایی، این بازی کاملاً منطقی و هدفمند است. ترامپ با القای فضای مثبت در مذاکرات، عملاً ترمز قیمت نفت را میکشد تا از تورم داخلی و کاهش محبوبیت داخلی جلوگیری کند. برای او، حفظ این سیگنال که «توافق نزدیک است»، ابزاری حیاتی برای کنترل اقتصاد کشورشان در بحبوحه تنشهای نظامی است.
اما اشتباه محاسباتی تیم ایرانی اینجاست که با ارسال سیگنالهای خوشبینانه مبنی بر نزدیکی توافق، ناخواسته دست آمریکا را برای کنترل قیمت نفت باز میگذارد. وقتی تهران با دست خود، بازار را نسبت به کاهش تنشها امیدوار میکند، عملاً مهمترین اهرم فشار خود یعنی «قیمت بالای نفت» را تضعیف میکند.
استراتژی درست، عکسِ این رویه است. ایران باید حتی اگر تا لحظه نقد شدنِ امتیازات واقعی، بر «دوری از توافق» تأکید کند. این بازیِ «ابهام»، تنها راهی است که قیمت نفت را در سطحی بالا نگه میدارد تا تیم مذاکرهکننده بتواند با دست پُر و از موضع قدرت، امتیازات حداکثری را مطالبه کند.✍️مهدی رحیمی آتانی
10:41 - 10 June 2026