۲۵ روز است که پدرش را ندیده است،۲۵ روز است که دیگر بر روی شانههای عمو ننشسته است.دیگر صدایِ اذانِ برادرش را نشنیده است،دیگر خیالِ راحتِ عمهاش را ندیده است.برادرِ کوچکش که دست و پا میزد و در گهواره بازی میکرد، مدتهاست که او هم نیست.

@Ricardokaka20 July 2026۲۵ روز است که پدرش را ندیده است،۲۵ روز است که دیگر بر روی شانههای عمو ننشسته است.دیگر صدایِ اذانِ برادرش را نشنیده است،دیگر خیالِ راحتِ عمهاش را ندیده است.برادرِ کوچکش که دست و پا میزد و در گهواره بازی میکرد، مدتهاست که او هم نیست.
@Ricardokaka11 July 2026
@Ricardokaka10 July 2026کاشکی به گوشت میرسید،دارم چه رنجی میبرمبپا غرورم نشکنه،من از تو دل نازک ترم :)
@Ricardokaka9 July 2026من اهل بغضم،من خیلی فکر میکنم،غمایِ منو گلوم تحمل میکنه،من حتی گاهی انگشتمو گاز میگیرم،سستشدن زانوهام و لرزش دست و لب هم برام پیش اومده،من کم پیش میاد بتونم به کسی پناه ببرم،من کم گریه میکنم،من فقط جاهای خاص اشکم سرازیر میشه،من تو این ۱۳۱ روز خیلی به نبودنت فکر کردم،
@Ricardokaka9 July 2026خودم تهران بودم و تمامِ دلم سفر کرد،از تهران به قم،از قم به نجف،از نجف به کربلا،از کربلا به مشهد،نمیدونم بعد از دفنِ دل چطور باید زندگی کرد.خیلی دلم میخواست خودمم برم این سفر رو، به قم راضیام، با تابوت قانعم.
@Ricardokaka7 July 2026خیالبافیات بد نیستخیال کن که خواهی رفتهمین که رفتی و مردمتلاش کن که برگردی و در کمالِ خونسردی،مرا به خاک بسپاری.