ای مویبلوندِ چشمآبی!ای موشِ کثیفِ فاضلابی!از آن طرفِ زمینِ چون سیببازآمدهای، ببو گلابی!با حرص و وَلَع چو دزدِ دریاخود را زدهای به آب و تابی!همراه شدی تو با بلاهَتبا شیخِ خُلِ شُتُرمَآبی!تا راه به عاشقان ببندیشاید برسی به فتحِ بابی!در سینهٔ عاشقانِ میهنبرخاست دوباره انقلابی
یک سیلیِ شیرِ بیشهٔ عشقافکند تو را به منجلابی ماندی چو الاغ در گِل امّادر ذهنِ عَلیلِ خود عقابی!ای مایهٔ ننگ نوعِ انسان!ای مردکِ بورِ ناحسابی!برگرد برو به لانهٔ خویشسرمایهٔ وحشت و خرابی!این بار چنان خوری که دیگراز بهرِ فرار ره نیابی!
05:07 - 25 May 2026