دیدم خودم پروانه ام آتش گرفتهبا اهل بیتم خانه ام آتش گرفتهدلگرمی ام بر روی خاک سرد خفتیامشب خدارا شاکرم بی درد خفتیلب می گزم آرام می بارم عزیزمزهرا نرو من دوستت دارم عزیزمکوچه برای من هنوزم راز ماندهدورت بگردم زخم هایت باز مانده ایبشکند دستش به قلبم رنگ غم زدکانون گرم خانه ی من را بهم زد